فقط یک چیزه که از خداحافظی کردن با کسی که بی‌نهایت بهش علاقمند بودی بدتره!

محمدرضا عبدی
تهیه و تنظیم: محمدرضا عبدی

بر اساس یافته‌های روانشناسی گشتالت (که یکی از رویکردهای جالب روان شناسی محسوب می شه)، یه موضوع ناقص یا نیمه تموم، در مقایسه با یه موضوع تموم شده، مدت زمان بیشتری تو حافظه ما باقی می‌مونه و انرژی بیشتری از مغز می‌گیره. از اونجایی که مغز واسه کنار اومدن با هر مسئله کوچیک و بزرگی عادت داره كه اون مسائل براش روشن بشه، از این رو وقتی با يه مسئله مبهم و نیمه تموم مواجه می شه تا زماني كه پایانِ قانع كننده‌ای واسش پیدا نکنه مرتباً دنبال فرضیه های مختلف می‌گرده و در حالت استندبای می‌مونه. 

این قاعده رو بهش «اثر زایگارنیک» می‌گن و دقیقاً همون قاعده‌ایه که اکثر کارگردانا در پایان هر قسمت از سریال‌هایی که می‌سازن بکار می‌بندنش تا سطح هیجان مخاطب رو برای تماشای قسمت بعدی سریال همچنان بالا نگه دارن. در واقع کاری که کارگردان با کمکِ اثر زایگارنیک می‌کنه اینه که شما رو تو یه حالت انتظارِ ناخوشایند اما پرتحریک قرار می ده تا مغزتون برای خلاص شدن از این شرایط ناخوشایند اما پرهیجان تمام تلاششو بکنه و نهایتاً شما رو به تماشای قسمت بعدی سریال مورد علاقه‌تون پایِ تلویزیون بکشونه (حتی اگه اون ساعت کار مهم تری داشته باشین). 

دفاتر تبلیغاتی هم از این اثر زایگارنیک، تو تبلیغات و بازاریابی‌شون خیلی استفاده می‌کنن. مثلاً کافیه به بیلبوردهای تبلیغاتی شرکت های مختلف نگاه کنین: ابتدا ذهن‌تون رو با یه جمله مبهم درگیر می‌کنه؛ طوری که با دیدنش از خودتون می‌‌پرسین: «منظورش چیه؟!»، و پس از چند هفته که شما رو تو حالت انتظار قرار داد، با یه بیلبورد دیگه، همین جمله رو براتون روشن‌ترش می‌کنه. 

اینا رو گفتم که به اینجا برسم، میگن:
فقط یک چیزه که از خداحافظی کردن با کسی که بی‌نهایت بهش علاقمند بودی بدتره؛ اونم اینه که «یهویی و بدون خداحافظی از هم جدا شده باشین»، چرا که زخمش تا مدت ها تازه می‌مونه و فکرِ چیزایی که به هم نگفتین و واسه هم نکردین، تا ماه ها عذاب تون می ده. 

این همون اثر زایگارنیکه که نمونه‌اش رو تو کار مشاوره و روان‌درمانی، تو اون دست از رابطه‌های عاطفی که یک طرفه از هم پاشیدن تو این سال ها فراوان دیدم. همیشه باورم بر این بوده که یه «رابطه باشکوه» اگه قراره تموم بشه سزاوارِ یه «خداحافظیِ باشکوهه». خیلی تلخه که یه رابطه شیرینِ چندماهه یا چندساله رو با یه پایانِ تلخ و ناتموم، تا سال های سال تو ذهن مون در حالت استندبای نگه داریم. 

«خوب خداحافظی کردن» یکی از نشونه‌های اصلی یک شخصیت بالغ و پخته‌ست؛ مگر اینکه رابطه یا فرد، اونقدر از اساس غلط و نادرست باشه که مجالی برای خوب یا بد خداحافظی کردن باقی نذاره. 

یکی از چیزایی که باعث می شه بعد از مدت ها با یه فقدان و جدایی نتونین کنار بیاین، چگونه خداحافظی کردنه. رابطه ای که با یه سکانس پایانی خوب بسته شده باشه در مقایسه با رابطه ای که با دلخوری و رنجش خاتمه پیدا کرده باشه، برای مدت زمان کمتری تو حافظه باقی می مونه. ضمن اینکه تداعی خاطرات مربوط به چنین رابطه ای معمولاً خوشایندتره و خشم کمتری تولید می کنه. 

متأسفانه رسانه ها نه تنها در خصوص چطور شروع کردن و چطور پیش بردنِ رابطه های عاطفی؛ بلکه حتی در خصوص چطور خاتمه دادن به رابطه های عاطفی هم در طول این سال ها کوتاهی کردن. خیلی از ماها بلد نیستیم چطور یه رابطه عاطفی خوب رو ببندیم همونطور که خیلی هامون بلد نیستیم چطور یه رابطه عاطفی خوب رو آغاز یا ادامه بدیم.


دریافت فایل صوتی
برای دریافت فایل صوتی، اینجا کلیک کنید.

موضوع: 
درخواست مشاوره