از کجا بدونیم صمیمیتِ رابطه مون واقعیه؟

محمدرضا عبدی
تهیه و تنظیم: محمدرضا عبدی

صمیمیت رو می شه به اشکال متفاوتی تعریف کرد. اما من نمی خوام تو این نوشتار کوتاه صمیمیت رو تعریف کنم. بلکه قصدم فقط اینه که شما رو با دو تا از مهمترین ویژگی های صمیمیتِ واقعی تو رابطه های عاطفی آشنا کنم تا بتونین فرق بین صمیمتِ واقعی رو با صمیمیتِ کاذب تشخیص بدین.

توی خیلی از رابطه های عاطفی، معمولاً یکی از طرفین یا هر دو نسبت به واقعی بودنِ صمیمیتی که بین شون جریان داره تردید دارن و این تردید و دو دلی هم به مرور باعث فرسایشِ رابطه و در نتیجه ایجاد تنش و اصطحکاک بین طرفین می شه. در نتیجه ی این تنش ها هم معمولاً یا رابطه کم کم از هم می پاشه یا همچنان کج دار مریض پیش می ره.

اگه رابطه شما هم دچار همین نوع بیماری شده و یا در آستانه فروپاشی قرار داره، یکی از راه های اورژانسیش اینه که بهش صمیمت تزریق کنین! اونم نه یک «صمیمیت کاذب» بلکه یک «صمیمیت واقعی»! اما چطور؟

در مجموع، با بررسی همه تعریفای مربوط به صمیمیت می شه فهمید که ارتباط بسیار نزدیکی بین «صمیمیت» و «اعتماد» وجود داره و اونقدر این دو تا لازم و ملزوم هم هستن که می شه گفت بقای هیچ کدوم شون به تنهایی بدون حضور دیگری تضمین شده نیستش! واسه همین اگه بخوایم میزان صمیمیتِ دو تا آدم رو نسبت به همدیگه بسنجیم کافیه به کیفیت و کمیت رازهایی نگاه کنیم که بین شون رد و بدل شده و می شه. هر چه این رازهای به اشتراک گذاشته شده خصوصی تر باشن، نشون دهنده اعتماد بیشتر بین اون دو تا آدم و در نتیجه وجودِ صمیمیت بیشتر بین اون هاست.

اصولاً دو تا آدمی که با همدیگه خیلی صمیمی هستن، به همدیگه خیلی هم اعتماد دارند. هر چه میزان اعتماد آدما نسبت به همدیگه کمتر بشه، میزان صمیمیت بین اون ها هم رفته رفته کاهش پیدا می کنه. مثلاً رابطه ای رو در نظر بگیرین که توش خیانتی رخ داده و اعتماد یکی از طرفین آسیب دیده، در نتیجه صمیمیت بین اون دو تا آدم هم به مرور کمتر و کمتر می شه.

نتیجه این اعتماد متقابل هم یجور خودافشاییِ دوطرفه ست و منظور اینه که هر دو طرفینِ رابطه بدون هیچ‌گونه ترس و تشویشی، عمیق‌ترین درونیات و افکارِ خصوصی‌شون رو دائماً با هم درمیون بذارن. ضمن اینکه، این خودافشایی باید حتماً دوطرفه باشه تا تعادل توی رابطه برقرار بشه. چون اگه یک طرفه باشه باعث می شه فردِ افشاکننده بخاطر ترس از به خطر افتادنِ فردیَتِش، دائماً احساس آسیب پذیری بکنه و بعد از مدتی هم تعادل رابطه خود بخود بهم می‌خوره و رابطه یا از هم می‌پاشه و یا اینکه ناقص همچنان پیش می ره.

صمیمیت، در واقع یکی از اجزای اصلی موتور محرکه یک رابطه عاطفی محسوب می شه. اگه صمیمیتی در کار نباشه، رابطه پیش می ره اما دیگه اسمش رابطه عاطفی صمیمانه نیست.

یکی دیگه از ویژگی های اساسی یک رابطه صمیمانه واقعی اینه که توش «اصالت» وجود داره. یعنی چی؟ یعنی اینکه تو رابطه عاطفی مون اونقدر احساس رهایی و راحتی کنیم (و به اصطلاح، «خودمون باشیم»!) که نیازی به نقش بازی کردن نباشه. در این صورت احساسمون با رفتارمون هماهنگ خواهد بود. رابطه‌ای که توش اصالت وجود نداشته باشه، یکی از طرفین، از ترس اینکه مبادا یه وقت از رابطه طرد بشه یا مورد قضاوت عجولانه و نادرست اون یکی دیگه قرار بگیره، مجبوره نقش بازی کنه. تو چنین رابطه‌هایی آدم یه جاهایی «دلش واسه خودش و اونچه که قبلاً بوده بدجور تنگ میشه!» اینجور رابطه ها در واقع شبیه یجور زندان و قفسه و شما دائماً مجبور به خودسانسوری می شین و این خودسانسوری تا جایی ادامه پیدا می کنه که احساس می کنین دیگه شبیه خودتون نیستین!


دریافت فایل صوتی
برای دریافت فایل صوتی، اینجا کلیک کنید.

موضوع: 
درخواست مشاوره